تحلیل فضایی ساختلر صنعت در بین استانهای ایران

 
کد خبر: 5819    1395/09/01

         هدف در اين مطالعه تحليل ساختار فضايي صنعت در اقتصاد ايران و در بين استانهای مختلف آن ميباشد .بنابراين سؤالي که در اينجا مطرح است اينكه ساختار فضايي فعاليتهای صنعتي در اقتصاد فوق چگونه ميباشد؟ آيا اين ساختار با نابرابری فضايي همراه است؟ چه عواملي موجب شكلگيری چنين ساختاری در صنعت ايران شده است؟  سرانجام آيا وابستگي فضايي در بين استانهای مختلف ايران ميتواند کانال مهمي در ايجاد اين ساختار باشد؟. به منظور پاسخ به اين سؤالات، در اين پژوهش ابتدا قبل از هر چيز، از شاخص تمرکز اليسون و گليسر برای ارزيابي نحوه ساختار فضايي صنعت در بين استانهای ايران،  )انجام گرفته ISIC و براساس صنايع دو رقمي (طبقهبندی 8332-16 استفاده شده است .بطوريكه اين اندازهگيری برای دوره است .نتايج حاصل از اين شاخص، نشان ميدهد که ساختار فضايي صنعت در اقتصاد ايران، بطور قابل توجهي نابرابر ميباشد . و 6/656 ،6/658 ،6/644 بطوريكه براساس اين نابرابری، استانهای آذربايجان شرقي، قزوين، مرکزی و تهران، به ترتيب با مقادير  برای شاخص تمرکز فضايي، به عنوان صنعتيترين استانها بوده و بيشترين و متنوعترين فعاليتهای صنعتي در اين 6/623 به عنوان 6/383 و 6/644 ،6/556 استانها وجود دارد .در مقابل، استانهای بوشهر، هرمزگان و ايلام هر يک به ترتيب با مقادير استانهايي هستند که بخش صنعت در آنها کمترين گسترش را داشته و تنها فعاليتهای صنعتي خاصي در آنها مستقر است. در مرحله بعدی مطالعه، دو نوع مكانيسم برای تحليل اينكه چه عوامل و کانالهايي موجب ايجاد يک چنين نابرابری فضايي در ساختار صنعت ايران ميشود، در نظر گرفته شد .مكانيسم اول نحوه تصميمگيری بنگاههای صنعتي برای تعيين مكان بهينه برای فعاليت در بين استانها ميباشد که اين مكانيسم براساس مدلهای مكانيابي صنعتي و برآورد آنها مورد تحليل قرار گرفت .نتايج اين تحليل و برآورد اثرات نهايي ناشي از عوامل در نظر گرفته شده در مدل فوق، نشان ميدهد که عوامل توان بازاری استان، ، دارای تأثير مثبت بر روی احتمال سودآوری استان در 4/83 و 4/15بازدهي در سطح مقياس هر يک با مقدار ضريب برآورد شده فعاليتهای صنعتي هستند .عوامل متوسط دستمزد پرداختي و قيمت هر متر مربع زمين، نيز با ضرايب برآورد  شده به ميزان -، دارای تأثير منفي بر احتمال سودآوری استانها هستند .در واقع عوامل نوع اول به عنوان نيروهای مرکزگرا و 8/31 - و 6/33 عوامل نوع دوم، نيروهای گريز از مرکز در هر يک از استانها در نظر گرفته ميشوند .بطوريكه براساس نظريههای اقتصاد فضا و 
مدل کروگمن، اين دو نوع نيرو در مناطق مختلف، در تقابل با يكديگر قرار داشته و اين تقابل در نهايت، ساختار فضايي صنعت را در يک اقتصاد تعيين خواهد کرد .در اين مطالعه به منظور نشان دادن وجود ارتباط متقابل معنيدار بين اين دو نوع نيرو، از برآورد مدل دستمزد منطقهای استفاده شده است .اين کار از طريق برآورد مدل پانل ديتای معمولي و روش اثرات ثابت برای دوره  انجام گرفته است. نتايج اين برآورد نشان ميدهد که ضريب اثرگذاری مثبت و معنيدار توان بازاری استان بر 8332-16زماني  است)، تأييدکننده وجود ارتباط متقابل معنيدار بين نيروهای گريز از مرکز و 8/325 روی متوسط دستمزد پرداختي (که مقدار آن مرکزگرا در بين استانهای ايران ميباشد .اما اينكه در نهايت، کداميک از اين دو نوع نيرو، در شكلگيری ساختار فضايي صنعتي  از طريق مدل ، در کل اقتصاد ايران، به عنوان نيروی غالب ميباشد، مسئلهای است که با وارد شدن وابستگي فضايي در تحليل قيمت هر متر مربع زمين ، اقتصادسنجي فضايي، مورد بررسي قرار ميگيرد. ضرايب توان بازاری استان، بازدهي در سطح مقياس 6 ،-6/834 در استان و هزينه حمل و نقل هر يک در مدل فضايي به ميزان  برآورد شده است .اما در مقابل، 6/631 - و 6/663 ،-6/ 48 ضرايب متغيرهای متوسط دستمزد پرداختي و مخارج بودجهای دولت، با علامت مثبت برآورد شده است .در اينجا نيز بازهم چهار عامل اول، به عنوان نيروهای مرکزگرا در داخل هر استان و دو عامل بعدی، به عنوان نيروهای گريز از مرکز در استانها مطرح مي)، نشان ميدهد که نيروهای 6/436( باشند .ميزان برآورد شده برای ضريب شدت وابستگي استانها در مدل فضايي مطرح شده مرکزگرای موجود در داخل استانها، غالب بر نيروهای گريز از مرکز بوده است .علاوه بر اين، با توجه به اين وابستگي فضايي، ميتوان شبكه گستردهای از وابستگيها در بين استانهای مختلف را شناسايي کرده و پتانسيل هر يک از استانها را در اثرگذاری بر روی ساختار فضايي صنعت و همينطور ظرفيت اين استانها در جذب تغييرات ايجاد شده در هر يک از عوامل مؤثر بر ساختار فوق را مورد تحليل قرار داد. نتايج حاصل از اين شناسايي شبكه گسترده، نشان ميدهد که بطور متوسط استانهای تهران، قم، قزوين و مرکزی با وقوع تغيير در متغيرهای توضيحي مدل فضايي در اين استانها، دارای بيشترين ضريب توانايي اثرگذاری و جذب تغييرات ايجاد شده ميباشند .به عبارت ديگر، با تغيير يک واحد در ميزان عوامل توضيحي در اين استانها، بيشترين تغيير در ساختار فضايي استانهای ديگر و بنابراين در کل صنعت ايران ايجاد ميگردد .همچنين از سوی ديگر، شناسايي شبكه وابستگي فوق نشان ميدهد که تغيير يک واحد از عوامل توضيحي مختلف در ساير استانها، بطور متوسط بيشترين اثرگذاری را در ساختار فضايي چهار استان فوق دارد .به عبارت ديگر، بطور متوسط ظرفيت جذب اين چهار استان، در مقابل تغييرات ايجاد شده در استانهای ديگر، در بالاترين سطح نسبت به ظرفيت ساير استانها قرار دارد .استانهای سيستان و بلوچستان و هرمزگان نيز استانهايي هستند که بطور متوسط، پائينترين ضريب توانايي اثرگذاری و ظرفيت جذب تغييرات ايجاد شده را دارا هستند.    )SAR( ، وابستگي فضايي، مكانيابي صنعتي، مدل خودرگرسيون فضايي EG واژههای کليدی :ساختار فضايي، شاخص تمرکز  



 

ایمیل:
تصویر امنیتی:
 Security code

هیچ نظری برای این خبر نمایش داده نشده است.
 
همدان، چهارباغ شهید مصطفی احمدی روشن، دانشگاه بوعلی سینا    
 
کد پستی: 65178-38695   تلفن: +98-81-38381601-10    

پیاده سازی و اجرا توسط شرکت شبکه فراپیوند