Faculty - دانشکده علوم اقتصادی و اجتماعی
Associate Professor
Update: 2026-06-18
Afshin Afzali
Faculty of Economics and Social Sciences / Department of Psychology
P.H.D dissertations
-
مفهومپردازی و اندازهگیری نشانگان کودکان بیشتیمار و تدوین بسته آموزشی جهت کاهش نشانگان آن
2026هدف: این پژوهش با هدف مفهومپردازی بیشتیمارگری در کودکان و تدوین ابزاری معتبر برای سنجش آن در سال 1404 انجام شد. همچنین، مداخله آموزشی به منظور کاهش پیامدهای منفی آن طراحی و ارزیابی گردید. روش پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد آمیخته اکتشافی متوالی (کیفی-کمی) و در چارچوب پارادایم عملگرایی صورت پذیرفت. بخش کیفی با تحلیل مضمون برای شناسایی مولفههای پرسشنامه و بسته آموزشی نشانگان کودکان بیشتیمار انجام شد. در بخش کمی نیز از روش پیمایشی از نوع دلفی و همچنین نیمه آزمایشی(پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل و پیگیری) بهره برده شد. تحلیل دادههای کیفی از طریق تحلیل مضمون استقرایی (10 مصاحبه با خبرگان) و دادههای کمی با استفاده از طرح نیمهآزمایشی پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل و پیگیری انجام شد. جامعه آماری: جامعه آماری این پژوهش شامل خبرگان و والدین کودکان ابتدایی شهر همدان بود. در مرحله کمی، 30 خانواده دارای نشانگان بیشتیماری بالا از طریق نمونهگیری هدفمند انتخاب و به تصادف در گروههای آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزارهای اصلی پژوهش: شامل پروتکل مصاحبه نیمهساختاریافته و پرسشنامه نشانگان کودکان بیشتیمار (محققساخته) بودند. تجزیه و تحلیل: از تحلیل مضمون، نسبت روایی محتوایی، تحلیل عاملی تاییدی، آزمون کولموگروف-اسمیرنوف و تحلیل واریانس تک متغیره با اندازه گیری مکرر استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که نشانگان کودکان بیشتیمار یک سازه چندوجهی است که شامل 8 تم فرعی و 4 تم اصلی با عناوین مشکلات فردی و روانی، اثرات اجتماعی و خانوادگی، مشکلات تحصیلی و عملکردی و تأثیرات زیستی و فیزیولوژیکی میباشد. ابزار اندازهگیری این نشانگان نیز شامل 70 کد اولیه، 10 تم فرعی و 5 تم اصلی بود که شامل خودتنظیمی، روابط اجتماعی، عزت نفس، مهارتهای حل مسئله و پاسخ به محدودیتها و اضطراب میباشد. براساس تحلیل عاملی، ابزار و بسته آموزشی از برازش و اعتبار مطلوبی برخوردار بود و از نظر روایی، محتوای قابل قبولی داشت. نتایج تحلیلهای استنباطی نشان داد که بسته آموزشی تأثیر مثبت و قابل توجهی بر کاهش نشانگان کودکان بیشتیمار دارد. بسته آموزشی شامل 70 کد اولیه، 10 تم فرعی و 5 تم اصلی با عناوین شناسایی و مفهومشناسی نشانگان بیشتیماری، آموزش والدین در مرزبندی و استقلالپذیری، تقویت مهارتهای اجتماعی و عاطفی کودکان، تقویت تابآوری و خودتنظیمی در کودکان و رشد ارتباط مؤثر و سالم خانوادگی بود. این یافتهها کارآمدی مداخله را تأیید میکند و موفقیت رویکرد آمیخته در مفهومپردازی، ابزارسازی و اثربخشی مداخله را به نمایش میگذارد. برای افزایش پایداری نتایج، پیشنهاد میشود راهکارهای مؤثرتری برای تقویت ابعاد اجتماعی و خانوادگی کودکان بیشتیمار در بسته آموزشی گنجانده شود.
-
بومیسازی و اعتباریابی ابزار و بسته آموزشی رویکرد قلب پرورش یافته و تاثیر آن بر کندگامی شناختی(عدم تعامل شناختی) دانشآموزان ابتدایی
2026پژوهش حاضر با عنوان بومیسازی و اعتباریابی ابزار و بسته آموزشی رویکرد قلب پرورش یافته و تاثیر آن بر کندگامی شناختی (عدم تعامل شناختی) دانشآموزان ابتدایی صورت پذیرفت. این تحقیق یک مطالعه آمیخته چند مرحلهای (کیفی و کمی) است. هدف: ساخت و اعتباریابی ابزار و بومیسازی و اعتباریابی بسته آموزشی رویکرد قلب پرورش یافته و تاثیر آن بر کاهش کندگامی شناختی در دانشآموزان ابتدایی شهر همدان بود. روش پژوهش: بخش کیفی با تحلیل مضمون برای شناسایی مولفههای پرسشنامه و بسته آموزشی انجام شد. در بخش کمی نیز از روش پیمایشی از نوع دلفی و همچنین نیمه آزمایشی(پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل و پیگیری) بهره برده شد. جامعه آماری: در بخش کمی شامل مادران کودکان دوره اول ابتدایی همدان بود. از میان آنها، 34 نفر از والدین دارای کودک کندگام شناختی که دارای بالاترین نمره در این مقیاس بودند با روش خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (17 نفر) و کنترل (17 نفر) قرار گرفتند. ابزارهای اصلی پژوهش: شامل پرسشنامه کندگامی شناختی کودکان پنی(2009) و ابزار محقق ساخته رویکرد قلب پرورش یافته بودند. تجزیه و تحلیل: از تحلیل مضمون، نسبت روایی محتوایی، تحلیل عاملی تاییدی، آزمون کولموگروف-اسمیرنوف و تحلیل واریانس تک متغیره با اندازه گیری مکرر استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که پرسشنامه و بسته آموزشی رویکرد قلب پرورش یافته هر دو از روایی و پایایی قابل قبولی برخوردار میباشند که این امر اعتبار بومیسازی را تثبیت میکند. نتایج حاکی از آن بود که میانگین نمرات کندگامی شناختی کودکان در گروه آزمایش از 8/45 در پیشآزمون، به 3/37 در پسآزمون و به 5/36 در مرحله پیگیری کاهش یافته است. این کاهش مستمر در هر سه بعد کندگامی شناختی شامل کندی از 5/25 به 7/15 خوابآلودگی از 9/8 به 7/5 و خیالپردازی از 1/4 به 8/2 نیز مشاهده شد که همگی نشاندهنده اثربخشی اولیه و پایداری مداخله در کاهش علائم این اختلال هستند. همچنین میانگین نمرات مربوط به بسته آموزشی قلب پرورش یافته در گروه آزمایش از 9/248 در پیشآزمون، به 9/263 در پسآزمون و به 2/275در مرحله پیگیری افزایش یافته است. پژوهش حاضر به این نتیجه رسید که بسته آموزشی رویکرد قلب پرورش یافته تأثیر معناداری بر کاهش نمره کل کندگامی شناختی دارد. بنابراین، آموزش این رویکرد به والدین، یک مداخله مؤثر و پایدار برای بهبود عملکرد شناختی در دانشآموزان است. لذا به متخصصان حوزه تعلیم و تربیت و مشاوران مدارس پیشنهاد میشود که از رویکرد قلب پرورش یافته به عنوان یک پروتکل درمانی-آموزشی مؤثر استفاده کنند.
-
طراحی الگوی برنامه درسی ﭘرورش صلاحیتهای کارآفرینی فناورانه برای دانشآموزان دوره دوم ابتدایی
2024چکیده: هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی برنامه درسی پرورش صلاحیتهای کارآفرینی فناورانه برای دانش آموزان دوره دوم ابتدایی میباشد. جهت نیل به این منظور، از رویکرد پژوهش آمیخته (کیفی - کمی) استفاده شده است. ابتدا برای طراحی الگوی برنامه درسی با استفاده از روش مرور سیستماتیک 47 منبع معتبر تا سال 2023 با استفاده از چک لیست پریسما بررسی و تحلیل شد و از این طریق مبانی و ویژگیهای عناصر اساسی برنامه درسی استخراج شد. سپس با استفاده از روش توصیفی – پیمایشی و تحلیل محتوای مقولهای تصویری از وضعیت موجود برنامه درسی ترسیم شد. برای بررسی وضع موجود با استفاده از روش توصیفی – پیمایشی ، 357 نفر از معلمان استان البرز به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامه محققساخته جمعآوری شد. روایی محتوایی ابزار (73/0) و پایایی با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ 96/0 به دست آمد. شاخصهای میانگین، انحراف استاندارد و تی تک نمونهای در تجزیه و تحلیل دادهها مورد استفاده قرار گرفته شد. نتایج نشان داد که از دیدگاه معلمان وضعیت فعلی برنامه درسی پرورش صلاحیت کارآفرینی فناورانه در مقطع دوم ابتدایی بالاتر از متوسط است. سپس از طریق روش تحلیل محتوای مقولهای به بررسی کتابهای درسی ریاضی، علوم، فارسی، نگارش، مطالعات و کار و فناوری پرداخته شد و واحد تحلیل جمله و تصویر و روش تجزیه و تحلیل دادهها فراوانی و درصد فراوانی بود. میزان توافق متخصصان با پژوهشگر در تحلیل محتوا (80/0) محاسبه شد و نتایج نشان داد که کتابهای مطالعات اجتماعی بیشترین توجه را به مولفههای برنامه درسی پرورش صلاحیتهای کارآفرینی فناورانه دارند و در کتابهای ریاضی به این مولفهها توجه کمتری شده است. در نتیجه با استفاده از روش نظری الگوی اولیه برنامه درسی در سه لایه مبانی (مبتنی بر دیدگاه عملگرایی، دیدگاه سازندهگرایی تحولآفرین اجتماعی و دیدگاه بازسازی اجتماعی)، نظریه پشتیبان برنامه درسی (نظریه مبتنی بر شایستگی) و ویژگیهای عناصر اساسی برنامه درسی (اهداف یادگیری، محتوا و منابع یادگیری، فعالیتهای یادگیری، روشهای یادگیری و ارزشیابی یادگیری) طراحی شد. در نهایت، الگوی اولیه طراحی شده به دو صورت درونی و بیرونی اعتباریابی شد. به منظور اعتباریابی درونی الگوی اولیه از روش CVR استفاده گردید و ضریب نسبی محتوایی توسط 10 نفر از متخصصان (83/0) محاسبه شد و مورد تایید قرار گرفت. اعتبار بیرونی با استفاده از روش شبه تجربی با طرح پیشآزمون - پسآزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری کلیه دانشآموزان دختر دوره دوم ابتدایی استان البرز در سال تحصیلی 1402-1401 بودند و 104 دانشآموز با روش نمونهگیری در دسترس به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. آزمون محقق ساخته (عملکردی، والدسنجی و خودسنجی) ابزار گردآوری دادهها بود. میزان روایی محتوایی ابزار (79/0) و میزان پایایی با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ (83/0) محاسبه شد. برای تحلیل دادهها از شاخصهای آمار توصیفی و آزمون شاپیرو-ویلکز، آزمون لوین و تحلیل کوواریانس تک متغیری استفاده شد. نتایج نشان داد که اجرای برنامه درسی پرورش صلاحیتهای کارآفرینی فناورانه بر بهبود مهارتهای کارآفرینی فناورانه دانشآموزان دوره دوم ابتدایی تاثیر معنادار و مثبت دارد (001/0>P). در نهایت میتوان گفت جهت حل چالشها و مسائل پیچیده و میانرشتهای برنامه درسی پرورش صلاحیتهای کارآفرینی فناورانه میتواند راهگشا باشد.
-
بررسی نقش رهبری همنوا و مدیریت الکترونیک منابع انسانی در کیفیت آموزش مجازی به واسطه رفتار نوآورانه کاری و اخلاق حرفه ای تدریسِ دبیران دوره متوسطه دوّم استان همدان در سال تحصیلی 1401-
2023هدف از این پژوهش بررسی نقش رهبری همنوا و مدیریت الکترونیک منابع انسانی در کیفیت آموزش مجازی مدارس با میانجی گری رفتار نوآورانه کاری و اخلاق حرفه ای تدریس دبیران بود. جامعه پژوهش کلیه دبیران دوره متوسطه دوّم استان همدان در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 1797 نفر (895 نفر زن و 902 نفر مرد) بودند، با توجه به طبقات جامعه پژوهش مانند نوع منطقه(برخوردار، نیمه برخوردار و محروم)، تعداد شهرستان/ناحیه(19) و جنسیت(مرد و زن) با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی و بر مبنای فرمول کوکران نمونه ای به حجم 316 دبیر انتخاب شد. روش پژوهش کمی از نوع مطالعات همبستگی و رویکرد مدل سازی معادله ساختاری کوواریانس محور است. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های رهبری همنوا واگنر(2010)؛ مدیریت الکترونیک منابع انسانی رحمتی(1393)؛ رفتار نوآورانه کاری جانسن(2000)؛ اخلاق حرفه ای تدریس معلّمان سبحانی نژاد(1395) و پرسشنامه محقق ساخته کیفیت آموزش مجازی مدارس استفاده شد. پایایی و روایی پرسشنامه ها با تکنیک های آلفای کرونباخ، نسبت روایی محتوایی، تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی بررسی شدند، جهت تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Lisrel10.30 استفاده شد. نتایج نشان داد رهبری همنوا مدیران و مدیریت الکترونیک منابع انسانی رابطه مثبت با کیفیت آموزش مجازی مدارس در سطح 05/0 دارد؛ رهبری همنوا مدیران مدارس به واسطه اخلاق حرفه ای تدریس معلّمان رابطه مثبت غیر مستقیم با کیفیت آموزش مجازی مدارس در سطح 05/0 دارد؛ رهبری همنوا مدیران مدارس به واسطه رفتار نوآورانه کاری معلّمان رابطه مثبت غیر مستقیم با کیفیت آموزش مجازی مدارس در سطح 05/0 دارد؛ مدیریت الکترونیک منابع انسانی به واسطه اخلاق حرفه ای تدریس معلّمان رابطه مثبت و غیرمستقیم با کیفیت آموزش مجازی مدارس در سطح 05/0 دارد؛ مدیریت الکترونیک منابع انسانی به واسطه رفتار نوآورانه کاری معلّمان رابطه مثبت غیر مستقیم با کیفیت آموزش مجازی مدارس در سطح 05/0 دارد و مدل ساختاری پژوهش قادر به تبین 30 درصد واریانس کیفیت آموزش مجازی مدارس بود. نتایج کلی پژوهش نشان داد که رهبری همنوا و مدیریت الکترونیک منابع انسانی به همراه نقش میانجی رفتار نوآورانه کاری و اخلاق حرفه ای تدریس معلّمان نقش مؤثری در کیفیت آموزش مجازی مدارس دارد. بنابراین رهبری همنوا
-
بررسی رابطه ی رهبری سطح پنج و رهبری توزیعی با تعالی سازمانی مدارس بواسطه توانمندسازی ساختاری و روانشناختی در بین معلّمان مدارس ابتدایی استان فارس در سال تحصیلی 1400-1399
2022هدف پژوهش شناسایی رابطه ی رهبری سطح پنج و رهبری توزیعی با تعالی سازمانی مدارس بواسطه توانمندسازی ساختاری و روانشناختی در بین معلّمان مدارس ابتدایی استان فارس در سال تحصیلی 1400-1399 بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی با تأکید بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل معلّمان مدارس دولتی مقطع ابتدایی استان فارس در سال تحصیلی 1400-1399 به تعداد 16264 نفر (8457 نفر زن و 7807 نفر مرد) بودند، با توجّه به طبقات جامعه پژوهش مانند نوع منطقه(برخوردار، نیمه برخوردار و محروم)، تعداد شهرستان/ناحیه(35) و جنسیّت(مرد و زن) به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی و بر مبنای فرمول کوکران نمونه ای به حجم 375 نفر انتخاب شد. جمع آوری داده ها بر اساس پنج پرسشنامه رهبری سطح پنج چم آسمانی (1386)، رهبری توزیعی المور (2000)، توانمندسازی روانشناختی اسپریتزر (1995)، توانمندسازی ساختاری کردنائیج، بخشی زاده و فتح الهی (1394) و تعالی سازمانی عمارلو (1396) صورت گرفت. پایایی پرسشنامه ها با روش آلفای کرانباخ به ترتیب: 961/0 ، 976/0 ، 936/0 ، 917/0 و 918/0 به دست آمد و روایی محتوایی و سازه پرسشنامه ها نیز با تکنیک های نسبت روایی محتوا و تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم بررسی شدند. ضریب آلفای کرانباخ پرسشنامه ها به ترتیب: به دست آمد. جهت تحلیل داده ها و آزمون فرضیه های پژوهش از تکنیک های تحلیل توصیفی (جداول توزیع فراوانی، نمودارها، میانگین، انحراف استاندارد، کجی و کشیدگی)، تحلیل استنباطی (ماتریس همبستگی و تحلیل مسیر تأییدی) با استفاده از دو نرم افزار SPSS. 25 و LISREL. 8.8 استفاده شد. یافته ها نشان داد که رهبری سطح پنج رابطه مستقیم، مثبت و معنادار با توانمندسازی روانشناختی و تعالی سازمانی مدارس دارد؛ رهبری سطح پنج بواسطه توانمندسازی روانشناختی رابطه غیرمستقیم، مثبت و معنادار با تعالی سازمانی مدارس دارد؛ رهبری توزیعی رابطه مستقیم، مثبت و معنادار با توانمندسازی ساختاری و تعالی سازمانی مدارس دارد؛ رهبری توزیعی بواسطه توانمندسازی ساختاری رابطه غیرمستقیم، مثبت و معنادار با تعالی سازمانی مدارس دارد. از یافته ها می توان نتیجه گرفت که رهبران سطح پنج و رهبران توزیعی به همراه نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی و توانمندسازی ساختاری معلّمان دارای نقش مؤثّری در سرآمدی و تعالی سازمانی مدارس می باشند. بنابراین چن
-
طراحی الگوی رهبری تنوع دانشجویان در دانشگاه های دولتی غرب کشور
2021زمینه رهبری آموزش عالی، پویا، پیچیده و چند بعدی است. به دلیل پیچیدگی سازمانی، اهداف متعدد و ارزش های سنتی دانشگاه ها، ماهیت رهبری در آموزش عالی نیز مبهم و بحث برانگیز است و این دلایل محققان را به سمت توصیف و تحلیل اساس رهبری در آموزش عالی از منظرهای مختلف سوق داده است. با افزایش تنوع جمعیت دانشجویان در دانشگاه ها، نظام آموزش عالی با چالش های زیادی به منظور ایجاد ظرفیت بیشتر برای آنها مواجه می شود و این موقعیت ها هر روزه تبدیل به بخشی از چشم انداز آموزشی دانشگاه ها در آموزش عالی خواهد شد. درک نقش ها و مهارت های لازم برای هدایت تنوع دانشجویان می تواند به دانشگاه ها در این زمینه کمک کند. این پژوهش با هدف طراحی الگوی رهبری تنوع دانشجویان در دانشگاه های جامع دولتی غرب کشور انجام شده است. برای اجرای پژوهش از رویکرد آمیخته (اکتشافی متوالی از نوع طبقه بندی) استفاده شد. داده ها در دو مرحله کیفی و کمی جمع آوری شد. در بخش کیفی پژوهشگر با استفاده از روش داده بنیاد به مطالعه مسئله پژوهش (رهبری تنوع دانشجویان)، شناسایی شاخص ها و ارائه الگوی مفهومی پرداخته است و در بخش کمی به روش توصیفی پیمایشی اعتبار الگوی مفهومی به دست آمده از مرحله کیفی را مورد آزمون قرار داده است. مشارکت کنندگان در بخش کیفی شامل تمامی متخصصان حوزه مدیریت، علوم تربیتی، علوم اجتماعی و روانشناسی در دانشگاه های کشور بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر مبنای اشباع نظری یافته ها، با تعداد 18 نفر از آنها مصاحبه به عمل آمد. جامعه آماری پژوهش در بخش کمی شامل تمامی دانشجویان دانشگاه های جامع دولتی غرب کشور( دانشگاه بوعلی سینا همدان، دانشگاه کردستان، دانشگاه رازی کرمانشاه، دانشگاه ایلام و دانشگاه لرستان) بود. که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای تک مرحله ای در مرحله اول دانشگاه ایلام انتخاب و در محله دوم 392 نفر از دانشجویان دانشگاه ایلام به روش نمونه گیری تصادفی ساده جهت مطالعه انتخاب شدند. برای برآورد حجم نمونه آماری از فرمول کوکران بهره گرفته شد. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. داده ها از طریق فرایند کدگذاری مبتنی بر طرح نظام دار نظریه داده بنیاد تحلیل شدند. داده های پژوهش از طریق بازخورد مشارکت کننده و ناظران بیرونی اعتباریابی شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش ک
-
ارزشیابی طرح تعالی مدیریت مدارس دوره دوم متوسطه استان های غرب کشور (همدان، کردستان و کرمانشاه) بر اساس مدل سیپ
2018هدف این پژوهش ارزشیابی طرح تعالی مدیریت مدارس دوره دوم متوسطه استان های غرب کشور بر اساس مدل سیپ بوده است. رویکرد این پژوهش آمیخته اکتشافی متوالی از نوع تدوین ابزار بود. ابتدا بر اساس روش تحقیق کیفی و تحلیل مضمون حاصل از منابع مرتبط با موضوع و مصاحبه نیمه ساختاریافته با اساتید صاحبنظر، مقیاس اندازه گیری تدوین شد و در مرحله کمی از رویکرد ارزشیابی استفاده شد. جامعه آماری بخش کیفی اساتید علوم تربیتی و مطلعین طرح تعالی مدیریت مدرسه بودند که 20 نفر از آنان با استفاده از رویکرد هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی را کارشناسان، مدیران و معلمان مدارس دوره دوم متوسطه مجری طرح تعالی مدیریت مدرسه استان های همدان، کردستان و کرمانشاه تشکیل دادند که بر اساس فرمول کوکران، 656 نفر(178 نفر همدان، 267 نفر کردستان و 211 نفر کرمانشاه) به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تصادفی انتخاب شدند. اطلاعات بخش کمی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری گردید. روایی پرسشنامه از لحاظ صوری، محتوایی و سازه مورد تأیید اساتید علوم تربیتی قرار گرفت و پایایی آن نیز بر اساس آلفای کرونباخ 83/0 محاسبه شد. جهت تحلیل داده ها از آزمون دوجمله ای، تحلیل عاملی تأییدی، نمره z، تحلیل واریانس مکرر و تحلیل واریانس مانوا با نرم افزار SPSS و Amos استفاده شد. نتایج نهایی پژوهش مؤید مطلوبیت شاخص های نکویی برازش و اعتبار مقیاس ارزشیابی طرح تعالی مدیریت مدرسه بر اساس مدل سیپ در قالب مضامین فراگیر 1- زمینه (نیازسنجی، تدوین هدف، عوامل فرهنگی، قوانین و مقررات) ؛ 2- درون داد ( محتوا، منابع انسانی، کالبدی، مالی و اطلاعاتی)؛ 3-فرایند( یاددهی یادگیری، نظارت، فعالیت های مکمل، انگیزش و خلاقیت) و 4- برون داد (نوآوری سازمانی، عملکرد تحصیلی، ارتقاء حرفه ای، توسعه مشارکت و سلامت روان) و در مجموع شامل 19 مضمون سازمان دهنده و 85 مضمون پایه بود. نتایج نمراتZ ، کیفیت طرح تعالی مدیریت مدارس دوره دوم متوسطه استان های غرب کشور را با مقدار صفر از میانگین ( صفر ) در سطح متوسط ، زمینه ها با مقدار 24/0- پایین تر از میانگین در سطح ضعیف ، درون دادها با مقدار 71/0- پایین تر از میانگین در وضعیت ضعیف ، فرایندها با مقدار 75/0- پایین تر از میانگین از کیفیت ضعیف و برون دادهای طرح با مقدار 70/1 بالاتر از میانگین را مطلوب ارزشیابی کرد. همچنین
Master Theses
-
توسعه و اعتباریابی پرسشنامه خردورزی تحصیلی و بررسی ارتباط آن با تاب آوری و خودتعیین گری دانشجویان
2025هدف پژوهش حاضر، توسعه و اعتباریابی پرسشنامه «خردورزی تحصیلی» و بررسی ارتباط آن با تابآوری و خودتعیینگری در دانشجویان بود. این پژوهش از نظر رویکرد، آمیخته و از نظر هدف، کاربردی است. جامعهی آماری در بخش کیفی شامل منابع موجود مرتبط با پرسشنامه خردورزی تحصیلی نادری و نیز متخصصان آگاه در این حوزه بود که با روش نمونهگیری هدفمند و بر اساس ملاک اشباع نظری، ۱۰ نفر انتخاب شدند. در بخش کمی، جامعهی آماری کلیه دانشجویان در حال تحصیل دانشگاه بوعلیسینا در سال تحصیلی 1404-1403بودند که بر اساس روش نمونهگیری خوشهای تصادفی، با در نظر گرفتن حجم اولیه نمونه و افزودن ۱۰ نفر به ازای هر گویهی اضافهشده، در نهایت ۴۶۰ نفر انتخاب شدند.برای گردآوری دادهها از پرسشنامه توسعهیافته خردورزی تحصیلی نادری،یعقوبی و همکاران (1402)، پرسشنامه تابآوری کونور و دیویدسون (2003) و مقیاس خودتعیینگری دسی و رایان استفاده شد. تحلیل دادهها با نرمافزارهای SPSS-27 و LISREL و با بهرهگیری از آمار توصیفی و روشهای آماری شامل تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، بررسی روایی محتوایی و محاسبه آلفای کرونباخ انجام گرفت. برای آزمون فرضیهها و برازش مدل نیز از همبستگی پیرسون، رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شد.با توجه به سه مقیاس شناختی، عاطفی و رفتاری، به هر زیرمقیاس دو گویه اضافه شد و تعداد سؤالات پرسشنامه از ۱۸ به ۲۴ گویه رسید. روایی محتوایی این پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفت و پایایی کل آن با آلفای کرونباخ 0.89 گزارش شد. نتایج نشان داد که بین خردورزی تحصیلی و تابآوری، و همچنین بین خردورزی تحصیلی و خودتعیینگری، رابطهای مثبت و معنادار وجود دارد.بر اساس یافتههای این پژوهش، پرسشنامه توسعهیافته خردورزی تحصیلی از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار است و میتواند بهعنوان ابزاری معتبر برای شناسایی و تقویت مؤلفههای خردورزی تحصیلی و همچنین درک نقش آن در ارتقای تابآوری و خودتعیینگری دانشجویان مورد استفاده پژوهشگران و برنامهریزان آموزشی قرار گیرد..
-
ساخت و اعتباریابی پرسشنامه انتظارات تحصیلی ادراک شده والدین و رابطه آن با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان به میانجی گری امید تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی
2025هدف پژوهش، ساخت و اعتباریابی پرسشنامه انتظارات تحصیلی ادراک شده والدین و بررسی ارتباط آن با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان به میانجیگری امید تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی بود. پژوهش از لحاظ رویکرد آمیخته، از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش آمیخته-اکتشافی بود. جامعه آماری، نمونه آماری و روش نمونهگیری در بخش کیفی شامل کلیه منابع در دسترس در ارتباط با متغیر انتظارات تحصیلی ادراک شده و همچنین متخصصان آگاه در این زمینه بودند که بر اساس نمونهگیری هدفمند و ملاک اشباع نظری 10 نفر انتخاب شدند و در بخش کمی شامل کلیه دانش آموزان دوره اول متوسطه در حال تحصیل شهر همدان در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که بر اساس روش نمونهگیری خوشهای تصادفی و حداقل حجم نمونه جدول مورگان 394 نفر انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه محقق ساخته انتظارات تحصیلی ادراک شده والدین، بهزیستی تحصیلی تومینین-سوینی (2012)، امید تحصیلی سامانی شگفتی و همکاران (2011) و خودکارآمدی تحصیلی مک ایلروی و بانتینگ (2002) استفاده شد. دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSSv.27 و LISRELv.8.8و شاخصهای آمار توصیفی تحلیل شدند و همچنین برای بررسی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه انتظارات تحصیلی ادراک شده والدین، از روشهای آماری مانند تحلیل عامل اکتشافی و تاییدی، روایی محتوایی و آلفای کرونباخ و برای آزمون فرضیهها و برازش مدل از همبستگی پیرسون، رگرسیون و تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد برای مقیاس پرسشنامه محقق ساخته انتظارات تحصیلی ادراک شده چهار مولفه پیشرفت خواهی، ثبات قدم در تحصیل، عملکرد تحصیلی مطلوب و رقابت/برتری جویی در مجموع 21 سوال وجود دارد. همچنین نتایج، روایی محتوایی این پرسشنامه را تایید کرده و پایایی کل آن را نیز به روش آلفای کرونباخ 87/0 گزارش میکند. همچنین نتایج نشان داد که بین انتظارات تحصیلی ادراک شده والدین با بهزیستی تحصیلی، امید تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (01/0p<) و مدل دارای برازش مطلوبی است و امید تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی میتوانند رابطه انتظارات تحصیلی ادراک شده و بهزیستی تحصیلی را میانجیگری کنند. بر اساس نتایج این پژوهش میتوان ادراک دانش آموزان از میزان انتظارات تحصیلی والدین را با استفاده از ابزار ساخته شده، شناسایی کرده و به بررسی چگونگی تاثیر آن بر امید تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی و در نتیجه بهزیستی تحصیلی پرداخت.
-
پیشبینی پیشرفت تحصیلی براساس کارکردهای اجرائی و سبکهای یادگیری در دانشآموزان دوره متوسطه دوم.
2024سالانه بیش از 15 میلیون دانش آموز در مدارس کشور مشغول به تحصیل هستند؛ قطعاً این آمار نشاندهنده حجم زیادی از هزینه جهت تحصیل این دانشآموزان برای کشور و همچنین خانواده است. باتوجهبه این امر، نتیجهای که در قبال این هزینهها توسط دانشآموزان حاصل میشود، برای آموزشوپرورش و بهخصوص خانوادهها حائز اهمیت است. هدف از انجام این پژوهش پیشبینی پیشرفت تحصیلی براساس کارکردهای اجرائی و سبکهای یادگیری در دانشآموزان دوره متوسطه دوم شهرستان ابهر بود. جامعهی آماری این تحقیق شامل تمامی دانشآموزان متوسطه دوم رشتههای نظری شهرستان ابهر در سال 1402-1403 بود، که از میان آنها 400 نفر به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. بهمنظور جمعآوری دادهها از پرسشنامه کارکردهای اجرایی بارکلی(2012)، پرسشنامه سبکهای یادگیری کلب (1985) و معدل نمرات آخر ترم گذشته دانشآموزان به صورت خودگزارشی استفاده شد که پرسشنامهها به صورت حضوری به دانشآموزان تحویل داده شد و بعد از جوابگویی، جمعآوری شد. نتایج حاصل نشان داد از میان متغیرهای پیشبین؛ کارکردهای اجرایی با ضریب رگرسیونی استاندارد شده 0/17و سطح معناداری (p<0/01)، و از میان سبکهای یادگیری؛ تجربه عینی با ضریب رگرسیونی استاندارد شده 0/34و سطح معناداری (p<0/01)، مشاهده تاملی با ضریب رگرسیونی استاندارد شده 0/36و سطح معناداری (p<0/01)، مفهوم سازی انتزاعی با ضریب رگرسیونی استاندارد شده 0/37و سطح معناداری (p<0/01)، آزمایشگری فعال با ضریب رگرسیونی استاندارد شده 0/29و سطح معناداری (p<0/01)، نقش مثبت و معناداری در پیشبینی واریانس پیشرفت تحصیلی داشتند. با توجه به این نتایج میتوان گفت که کارکردهای اجرایی و سبکهای یادگیری بهطور معناداری توان پیشبینی پبشرفت تحصیلی دانشآموزان متوسطه دوم در شهرستان ابهر را دارند
-
ساخت و اعتباریابی پرسشنامه تله هوش و بررسی ارتباط آن با عملکرد تحصیلی دانشجویان به میانجیگری ثبات قدم و خودانضباطی
2024هدف پژوهش، ساخت و اعتباریابی پرسشنامه تله هوش و بررسی ارتباط آن با عملکرد تحصیلی دانشجویان به میانجیگری ثبات قدم و خودانضباطی بود. پژوهش از لحاظ رویکرد آمیخته، از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش آمیخته-اکتشافی بود. جامعه آماری، نمونه آماری و روش نمونهگیری در بخش کیفی شامل کلیه منابع در دسترس در ارتباط با متغیر تله هوش و همچنین متخصصان آگاه در این زمینه بودند که بر اساس نمونهگیری هدفمند و ملاک اشباع نظری 10 نفر انتخاب شدند و در بخش کمی شامل کلیه دانشجویان در حال تحصیل دانشگاه بوعلی سینا در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که بر اساس روش نمونهگیری خوشهای تصادفی و حداکثر حجم نمونه جدول مورگان 396 نفر انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه محقق ساخته تله هوش، عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999)، ثبات قدم داکورث و کویین (2009) و خودانضباطی زندکریمی (1390) استفاده شد. دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSSv.27 و LISRELv.8.8و شاخصهای آمار توصیفی تحلیل شدند و همچنین برای بررسی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه تله هوش، از روشهای آماری مانند تحلیل عامل اکتشافی و تاییدی، روایی محتوایی و آلفای کرونباخ و برای آزمون فرضیهها و برازش مدل از همبستگی پیرسون، رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد برای مقیاس پرسشنامه محقق ساخته تله هوش چهار مولفه خساست شناختی، استدلال انگیزشی، نفرین دانش/تخصص و اثر بیش استعدادی در مجموع 28 سوال وجود دارد. همچنین نتایج، روایی محتوایی این پرسشنامه را تایید کرده و پایایی کل آن را نیز به روش آلفای کرونباخ 91/0 گزارش میکند. همچنین نتایج نشان داد که بین تله هوش با عملکرد تحصیلی و ثبات قدم و خودانضباطی رابطه منفی و معناداری وجود دارد () و مدل دارای برازش مطلوبی است () و ثبات قدم و خودانضباطی میتوانند رابطه تله هوش و عملکرد تحصیلی را میانجیگری کنند (). بر اساس نتایج این پژوهش میتوان تله هوش فراگیران را با استفاده ابزار ساخته شده، شناسایی کرده و به رفع آن پرداخت تا از تاثیر آن بر ثبات قدم و خودانضباطی و در نتیجه عملکرد تحصیلی جلوگیری شود.
-
تأثیر آموزش موسیقی بر کارکردهای اجرایی کودکان 7 تا 11 ساله شهر همدان
2024کارکرد اجرایی مرکز عملکرد شناختی، عاطفی و اجتماعی است و نقش مهمی در رشد شناختی کودکان دارد. مطالعه در زمینه کارکرد های اجرایی، به ویژه در سالهای اولیه زندگی و نحوه رشد و بهبود این کارکردها همواره مورد توجه محققین حوزههای شناختی بوده است. برای بهبود این عملکردها عوامل مختلفی در نظر گرفته شده و پیشنهادات مختلفی نیز ارائه شده است. موسیقی و آموزش موسیقی، فراتر از جنبه سرگرمی و مهارت آموزی، یکی از عواملی است که محققان آن را در توسعه و بهبود جنبههای مختلف کارکردهای اجرایی به ویژه در سالهای اولیه زندگی مفید میدانند.هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر آموزش موسیقی بر کارکردهای اجرایی کودکان 7 تا 11 ساله شهر همدان بود.روش: روش پژوهش حاضرنیمه آزمایشی از نوع طرحهای پیشآزمون و پسآزمون با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه کودکان دختر و پسر 7 تا 11 ساله شهر همدان بودند که تعداد 30 نفر به شیوه نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت گمارش تصادفی در یک گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند.آموزش موسیقی به کودکان بنابر پروتکل طراحی شده که به صورت ترکیبی از روشهای استاندارد ارف و سوزوکی میباشد توسط مربی متخصص موسیقی کودک در 12 جلسه انجام شد. در این پژوهش به طور اخص مؤلفههای حافظه کاری، انعطافپذیری، توجه از کارکردهای اجرایی مورد مطالعه قرار گرفت و برای سنجش آنها از مقیاس وکسلر 5 (WISC-IV)، آزمون دستهبندی کارتهای ویسکانسین (WISCT) و آزمون عملکرد پیوسته (CPT) روی شرکت کنندگان استفاده شد. در این پژوهش برای بررسی و تحلیل دادهها از روشهای آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل تحلیل کوواریانس (ANCOVA) استفاده و توسط نرمافزار SPSS نسخه 25 تجزیه و تحلیل گردید. یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که آموزش موسیقی اثر معناداری بر مؤلفههای حافظه کاری (در خرده آزمون فراخنای حافظه سطح معناداری (05/0>p، 60/4=F) و با توجه به مجذور اتا میزان اثر26/0و در توالی حرف و عدد (05/0=p، 24/0=F) و با توجه به مجذور اتا میزان اثر 59/0) ، انعطافپذیری شناختی (تعداد طبقات تکمیل شده (001/0>p، 08/16=F) با توجه به مجذور اتا، میزان این تأثیر 16/0بود) و توجه (تعدادکل پاسخهای صحیح (001/0>p، 77/23=F) و با توجه به مجذور اتا میزان اثر 41/0 بود) از کارکردهای اجرایی دارد و در غالب موارد سبب افزایش و بهبود آنها میشود.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد که آموزش مهارتهای موسیقیایی میتواند موجب بهبود و ارتقاء کارکردهای اجرایی و توسعه شناختی در کودکان شود.
-
تاثیر استفاده از محتوای واقعیت مجازی 360 درجه بر انگیزش و نگرش به یادگیری علوم تجربی دانش آموزان پسر پایه نهم شهرستان سنقر
2023واقعیت مجازی یک فناوری جدید در آموزش است. هدف اصلی پژوهش حاضر تعیین تاثیر استفاده از محتوای واقعیت مجازی 360 درجه بر انگیزش و نگرش به یادگیری علوم تجربی در دانش آموزان پسر پایه نهم بود. طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون بود. جامعه آماری دانش آموزان پسر پایه نهم شهر سنقر بود که 44 نفر از آنها به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه 22 نفره قرار گرفتند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه انگیزش یادگیری علم توان و همکاران (2005) پرسشنامه نگرش به یادگیری علوم اکپینر و همکاران (2009) در قبل و پس از آموزش فناوری واقعیت مجازی استفاده گردید. محتوای آموزشی در آموزش با فناوری واقعیت مجازی، شامل ویدیو های 360 درجه با موضوع نجوم و کیهان شناسی بود که دانش آموزان گروه آزمایش، در 8 جلسه و هر هفته دو جلسه ، این محتوا را آموزش دیدند. داده های حاصل از پرسشنامه ، با آزمون کوواریانس تحلیل شد. با توجه به نتایج تحلیل کواریانس، در مورد انگیزش یادگیری علم (01/0 p<، 01/24 = F) نشان می-دهد اثر محتوای واقعیت مجازی 360 درجه بر افزایش انگیزش یادگیری علوم تجربی دانش آموزان پایه نهم درکلاس علوم معنادار است. با توجه به مجذور اتا میزان این تاثیر 37 درصد است. با توجه به نتایج تحلیل کواریانس ، در مورد نگرش به یادگیری علوم (01/0 p<، 03/12 = F) نشان می دهد اثر محتوای واقعیت مجازی 360 درجه بر افزایش نگرش به یادگیری علوم معنادار است و با توجه به مجذور اتا میزان این تاثیر 29 درصد است. بنابراین نتایج نشان داد که آموزش واقعیت مجازی بر انگیزش و نگرش به یادگیری علوم در دانش آموزان پسر پایه نهم شهرستان سنقر، اثر معناداری دارد.
-
مقایسه اثر بخشی خرد درمانی عمومی و شخصی بر اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان
2023هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر خرد درمانی ( عمومی و شخصی) بر اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان بود. به این منظور جامعه ی آماری از میان دانش آموزان دوره دوم ابتدایی دبستان پردیس2 (دوره دوم شامل پایه های : چهارم، پنجم و ششم) به تعداد 230 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با اجرای یک آزمون ، نمونه ای به اندازه 51 نفر انتخاب شده و سپس به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش الف: (17) / ب: (17) و یک گروه کنترل (17) جایگزین شدند. آزمون شامل یک تکلیف غیر درسی برای دانش آموزان بود که طی سه مرحله و در سه تاریخ جداگانه از قبل تعیین شده، تحویل دادند. از اولین روز بعد از واگذاری تکلیف، پژوهشگر اسامی دانش آموزان و تاریخی که تکلیف را تحویل می دادند، یادداشت می کرد. بعد از اتمام فرصت، تعداد روزهایی که هر دانش آموز در هر یک از مراحل سه گانه تاخیر داشت، محاسبه گردید. دانش آموزانی که جزء 25 درصد بالا در تاخیر در تحویل تکلیف، از کل دانش آموزان مدرسه بودند به عنوان اهمال کار شناخته شدند. با استفاده تکنیک های خرددرمانی، دانش آموزان در هر گروه آزمایش شش جلسه آموزش دیدند. در نهایت با استفاده از تکلیف مذکور مجدداً اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان مورد بررسی قرار گرفت. برای تحلیل اطلاعات بدست آمده از آزمون، از نرم افزار آماری SPSS استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد که خرددرمانی در کاهش میزان اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان تأثیر معناداری دارد و اثربخشی روش خرددرمانی شخصی بر کاهش اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان از روش خرددرمانی عمومی بیشتر است. بنابراین پیشنهاد می شود که از تکنیک های خرددرمانی در آموزش استفاده شود و بخشی از آموزش دانش آموزان باشد.
-
تدوین مدلی برای انگیزش تحصیلی بر اساس حمایت اجتماعی ادراک شده و ذهن آگاهی با نقش واسطه ای نیازهای بنیادین روان شناختی
2023مقدمه: انگیزش تحصیلی یکی از متغیرهای مرتبط با حوزه تحصیلی و محیط یادگیری دانش آموزان است. هدف: پژوهش حاضر طراحی مدل انگیزش تحصیلی بر اساس حمایت اجتماعی ادراک شده و ذهن آگاهی با میانجی گری نیازهای بنیادین روان شناختی در دانش آموزان بود. روش: پژوهش همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر در سال تحصیلی 1402-1401 دوره متوسطه اول شهر همدان بود. نمونه آماری بر اساس جدول کرجسی -مورگان تعداد 388 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد. ابزار استفاده در این پژوهش شامل مقیاس های انگیزش تحصیلی والرند و همکاران (1992)، حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و همکاران (1988)، ذهن آگاهی بائر و همکاران (2006) و نیازهای بنیادین روان شناختی لاگواردیا و همکاران (2000) بود. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش های آماری توصیفی و همچنین معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: مدل مفهومی تدوین شده با داده ها برازش مناسبی داشت. روابط ساختاری مدل نشان داد که حمایت اجتماعی ادراک شده و ذهن آگاهی بر انگیزش تحصیلی و نیازهای بنیادین اثر مستقیم و مثبتی دارد. نیازهای بنیادین روان شناختی نیز بر انگیزش تحصیلی اثر مستقیم و معناداری دارد. همچنین نیازهای بنیادین روان شناختی نقش میانجی معناداری در رابطه بین حمایت اجتماعی ادراک شده، ذهن آگاهی و انگیزش تحصیلی دارد. (01/0>P). نتیجه گیری: با توجه به این که حمایت اجتماعی ادراک شده و ذهن آگاهی منابع اجتماعی و روانی قابل توجهی ایجاد می کنند لذا می توانند بر مولفه های نیازهای بنیادین روان شناختی تاثیرگذار باشند و ارضای نیازها بنیادین روان شناختی نیز در مرحله بعدی بر افزایش انگیزش تحصیلی دانش آموزان موثر باشد. در حالت کلی یافته ها نشان دادند که مدل ارائه شده در مطالعه حاضر با نتایج آزمون مدل برازش مناسبی دارد و می تواند در تحقیقات مورد استفاده قرار گیرد.
-
تاثیر بازی با آب بر عملکرد خواندن و نوشتن دانش آموزان پسر نارساخوان و نارسانویس دوره اول ابتدایی
2023هدف : این پژوهش با هدف تاثیر بازی با آب بر عملکرد خواندن و نوشتن دانش آموزان پسر نارساخوان و نارسانویس دوره اول ابتدایی انجام شد. روش : پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری مورد مطالعه را کلیه دانش آموزان نارساخوان و نارسانویس دوره اول ابتدایی مراجعه کننده به مراکز اختلال یادگیری باران و ساحل استان همدان در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل دادند . که از میان آن ها با روش نمونه گیری هدفمند دو گروه نارساخوانی و نارسانویسی با حجم کل 60 نفر انتخاب شدند. گروه نارساخوانی با 30نفر (15 نفرگروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) و گروه نارسانویسی با 30 نفر(15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل آزمون وکسلر 4 کودکان WISC -IV(2003)، آزمون نما کرمی نوری و مرادی (1381) و آزمون تشخیص نارسانویسی یعقوبی، پلنگی و افضلی (1397-1396) بود. سپس دانش آموزان نارساخوان گروه آزمایش طی 15 جلسه 60 دقیقه ای و دانش آموزان نارسانویس گروه آزمایش نیز طی 15 جلسه 60 دقیقه ای بازی با آب را دریافت کردند. برای جمع آوری داده ها از خرده آزمون های ده گانه آزمون نارسا خوانی (نما) کرمی نوری و مرادی(1381) و سنجش مولفه های شش گانه ازآزمون تشخیص نارسانویسی یعقوبی و همکاران (1396-1397) استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده های حاصل از این پژوهش توسط نرم افزار27 SPSS در دو بخش توصیفی و استنباطی با استفاده از روش های آمار توصیفی ( میانگین و انحراف معیار) و تحلیل کواریانس انجام شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که اثر بازی با آب بر بر عملکرد خواندن در دانش آموزان پسر نارساخوان دوره اول ابتدایی تاثیر معناداری دارد و با توجه به مجذور اتا میزان این تأثیر 62 درصد است و همچنین برمولفه های خواندن کلمات، قافیه، نامیدن تصاویر، درک متن، درک کلمات، در دانش آموزان پسر نارساخوان معنادار است(p<0/01) و بر مولفه های زنجیره کلمات، حذف آواها، ناکلمات، نشانه حرف و نشانه مقوله معنادار نبود (05/0 -
تبیین چالشهای فلسفی برنامه درسی کودکان کم توان ذهنی دوره اول ابتدایی در ایران
2023پژوهش حاضر با هدف تبیین چالش های فلسفی برنامه درسی کودکان کم توان ذهنی دوره اول ابتدایی در ایران انجام گردید. جامعه ی این پژوهش در قسمت اول (تحلیل محتوای کتاب های درسی دوره ابتدایی در حیطه انسان شناسی و معرفت شناسی)، کتاب های درسی پایه اول تا سوم دوره ابتدایی کم توان ذهنی می باشد که جمعاً شامل 23 جلد کتاب است و کل جامعه به عنوان نمونه انتخاب شده است. سپس قسمت دوم تحقیق (شناسایی چالش های موجود) به صورت مصاحبه (از معلمین و متخصصین) انجام شد. نمونه آماری هدفمند بود و نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. جهت جمع آوری اطلاعات در وهله اول با استفاده از تلفیق دو روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی و کمی، تمامی مطالب کتاب ها شامل: جملات، تصاویر و ساختار کتاب به صورت دقیق و جزءبه جزء و صفحه ای بررسی گردید و مفاهیم و مضمون های مربوطه یادداشت گردید؛ و مقوله اصلی، مقوله های میانی و خرده مقوله ها طرح و تمامی مطالب طبقه بندی شدند و در وهله دوم جهت شناسایی چالش های برنامه درسی کودکان کم توان، ابزار جمع آوری اطلاعات مصاحبه های نیمه ساختاریافته که چارچوب سؤالات آن بر مبنای چالش های انسان شناسی و معرفت شناسی برنامه درسی کودکان کم توان ذهنی با تأکید بر مقوله های بدست آمده در سؤال اول و دوم طرح شده بود. یافته ها نشان داد نوع نگاه به انسان در برنامه درسی این کودکان موجودی است که دارای ابعاد جسمانی، اجتماعی، عاطفی، معنوی، فردی، اخلاقی و شناختی است؛ و به این نتیجه رسیدیم که این دیدگاه بیشتر به دیدگاه اسلامی نزدیک تر می باشد. در اکثر کتاب ها به بعد شناختی انسان توجه بیشتری شده به صورتی که سایر ابعاد را در بیشتر کتاب ها در تنگنا قرار داده است و حتی می توان گفت نادیده گرفته شده اند. با توجه به اینکه این کودکان دارای نیازهای ویژه ای هستند در تألیف کتاب های درسی شان هم باید به این نکته توجه می شود و به صورت ویژه به ابعاد جسمانی و فردی و معنوی بیشتر توجه می شد. در تحلیل کتابهای موردنظر به لحاظ معرفت شناختی، مطالب کتاب ها در سه بعد حسی، شناختی و خلاقانه طرح گردیده و به این نتیجه رسیدیم، با توجه به اینکه هم ادراک حسی، شناختی و هم قدرت خلق و ساختن مد نظر بوده، رویکرد این کتاب ها به لحاظ معرفت شناسی مبتنی بر دیدگاه سازنده گرایی است. همچنین کاملا مشهود است در اکثر کتاب ها به یادگیری شناختی و حسی
-
فراتحلیل عوامل مرتبط با ذهنیت فلسفی دانش آموزان
2023در دنیای پیچیده امروز، تغییرات زیادی در زندگی بشر در حال وقوع است و ما شاهد رقابت بسیار شدید جوامع برای فناوری برتر هستیم. به نظر می رسد فرد و جامعه باید وضعیت خود را به گونه ای تغییر دهند که از کاروان علم، فناوری و پیشرفت عقب نماند. موضوع آموزش نیز از این قاعده مستثنی نیست. زیرا یک دانش آموز قرن 21 نمی تواند عنصری غیر ارادی باشد که حتی نحوه یادگیری نیز خارج از کنترل او است. برنامه های از پیش تعیین شده و بی چون و چرا به سوالات وی پاسخ نمی دهد. به منظور تربیت نسلی پویا و کوشا در ارتقاء ثبات و دوام جامعه، باید به دانش آموزان شیوه های قضاوت در مورد جامعه و اندیشیدن در مورد زندگی خود را آموزش داد. هرکس دارای ذهن باز و فلسفی است نسبت به ادراکات جدید حساس است، قدرت تمرکز دارد و می تواند برداشت های مختلف را به هم مرتبط کند. از سوی دیگر، ما در عصری زندگی می کنیم که با سرعت وصف ناپذیری به سمت پیشرفت و فناوری حرکت می کند و در هر حرکت چند بعدی، هم پیچیدگی و هم به وسعت علم حرکت افزوده می شود، در این صورت نیاز به تحقیق و محقق نیز بیشتر از همیشه احساس می شود. در حقیقت، تحقیق یکی از محورهای مهمی است که پیشرفت و توسعه پایدار را در هر کشوری تضمین می کند. اگر تحقیقی صورت نگیرد، دانش بشر افزایش نمی یابد و دچار رکود می شود. فراگیری آموزش از پویایی و نشاط لازم برخوردار نخواهد بود. هر چیزی که به عنوان پیشرفت علم در دوره های مختلف تاریخ شناخته می شود، نتیجه تلاش افرادی است که رویکردی تحقیقاتی در کار خود داشته اند. یکی از اهداف اصلی هر سیستم آموزشی، تربیت افراد آگاه است که بر اساس استدلال و منطق صحیح تفکر خود را بنا نهاده اند، در برخورد با جهان پیرامون خود با اندیشه ای جامع و عمیق، جنبه های مختلف امور و انعطاف پذیری را مورد بررسی قرار دهند.
-
پیش بینی خودانزجاری بر اساس احساس کنترل، احساس تنهایی و حمایت اجتماعی ادراک شده در زلزله زدگان سرپل ذهاب
2023هدف از انجام این پژوهش، پیش بینی خودانزجاری بر اساس احساس کنترل، احساس تنهایی و حمایت اجتماعی ادراک شده در زلزله زدگان سرپل ذهاب بود. این پژوهش بر اساس هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی با هدف پیش بینی بود. در این پژوهش، احساس کنترل، احساس تنهایی و حمایت اجتماعی ادراک شده به عنوان متغیرهای پیش بین و خودانزجاری به عنوان متغیر ملاک در نظر گرفته شده بود. جامعه آماری پژوهش مذکور متشکل از جمعیت شهرستان سرپل ذهاب کرمانشاه، که زلزله را تجربه کردند، بود که بر اساس سرشماری سال 1395 تعداد 85342 نفر بودند که از این تعداد با استفاده از فرمول کوکران و با ضریب خطای 5 درصد، 382 نفر انتخاب شدند که با شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای، 191 زن و 191 مرد بودند. ابزارهای پژوهش عبارت از مقیاس چندبعدی انزجار از خود کریرایز (2014)، پرسشنامه احساس کنترل شاپیرو (1994)، مقیاس احساس تنهایی راسل (1996) و مقیاس حمایت اجتماعی ادارک شده زیمت (1988) است. داده ها با استفاده از SPSS26 و از طریق رگرسیون گام به گام و همبستگی مورد آزمون قرار گرفت. نتایج تحلیل رگرسیون در سطح معناداری 0 نشان داد احساس تنهایی 65 درصد، احساس تنهایی و حمایت اجتماعی ادراک شده به طور معکوس 66 درصد و احساس تنهایی، حمایت اجتماعی ادراک شده به طور معکوس و احساس کنترل به طور معکوس 67 درصد از واریانس خودانزجاری را پیش بینی می کنند.
-
رابطه بین رهبری تحول گرا با رفتارهای نو آورانه و توسعه حرفه ای معلمان مقطع ابتدایی شهرستان خرم آباد در سال تحصیلی 7447-7
2023دف از این تحقیق بررسی رابطه بین رهبری تحول گرا با رفتارهای نو آورانه و توسعه حرفه ای معلمان مقطع ابتدایی شهرستان خرم آباد در سال تحصیلی 1400-1401 بود. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی و کاربردی بود . جامعه آماری تحقیق کلیه معلمان ابتدایی شهرستان خرم آباد در سال1400- 1401 است که تعداد آن ها 1500 نفر بود. از این تعداد 700 نفر مرد و 800 نفر زن بودند. که 306 نفر با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و به روش نمونه گیری طبقه ای نسبی تصادفی به عنوان نمونه برگزیده شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه مدیریت تحول گرا باس وآولیو (1997) و پرسشنامه رفتار های نوآورانه کانتر (1998) و پرسش نامه توسعه حرفه ای نوا (2008)،استفاده شد. جهت تحلیل نتایج از روش های آمار توصیفی (فروانی ، فراوانی تجمعی، نمودار های ستونی ) و آمار استنباطی ( آزمون T تک نمونه ای ، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه گام به گام) استفاده شده است.نتایج تحقیق نشان داد وضعیت رهبری تحول گرا ،رفتارهای نوآورانه و توسعه حرفه ای در معلمان مقطع ابتدایی شهرستان خرم آباد به صورت معناداری از متوسط بالاتر است، همچنین بین رهبری تحول گرا و و رفتارهای نوآورانه معلمان و همچنین رهبری تحول گرا و توسعه ای حرفه ای معلمان مقطع ابتدایی شهر خرم آباد رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. بر اساس نتایج رگرسیون گام به گام دو مولفه ملاحظات فردی و نفوذ آرمانی از میان مولفه های رهبری تحول گرا پیش بینی کننده مناسبی برای رفتارهای نوآورانه و دو مولفه انگیزش الهام بخش و ترغیب ذهنی از میان مولفه های رهبری تحول گرا پیش بینی کننده مناسبی برای توسعه حرفه ای معلمان هستند.
-
بررسی رابطه صلاحیتهای حرفه ای و هوش هیجانی با موفقیت شغلی معلمان مدارس متوسطه دوم شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1401-1400
2023پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه صلاحیتهای حرفه ای و هوش هیجانی با موفقیت شغلی معلمان مدارس متوسطه دوم شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1401-1400 انجام شد. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مدارس متوسطه دوم شهر کرمانشاه می باشد. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان و روش تصادفی طبقه ای 380 نفر تعیین گردید. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه های استاندارد صلاحیتهای حرفه ای معلمان لورنس و همکاران (2004)، هوش هیجانی شرینگ (1995) و موفقیت شغلی ﻧﺒﯽ (2001) است.روایی برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش، از دو سطح آمار توصیفی (میانگین، انحراف استاندارد، جدول و نمودار) و آمار استنباطی (تی تک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و نرم افزار spss استفاده شد. نتایج وضعیت سنجی نشان داد میانگین صلاحیت های حرفه ای، هوش هیجانی، موفقیت شغلی از میانگین آماری (3) بزرگ تر است. نتایج همبستگی نیز نشان داد بین صلاحیت های حرفه ای با موفقیت شغلی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. بین هوش هیجانی با موفقیت شغلی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. ضرایب پیش بینی نشان داد بعد نگرشی-رفتاری و مدیریتی صلاحیت حرفه ای می توانند به طور مثبت و معنی داری موفقیت شغلی را پیش بینی کنند و بعد مهارت های اجتماعی می تواند به طور مثبت و معنی داری موفقیت شغلی را پیش بینی کند. بنابراین، ارتقا شرایط و عوامل سازمانی آموزش و پرورش در حوزه داشتن اهداف روشن، بالا رفتن سطح آموزش مستمر و مداوم نیروی کار با ایجاد انگیزش مناسب معلمان از طریق آموزشها ی ضمن خدمت جهت ارتقای هوش هیجانی و کسب صلاحیت های حرفه ای استاندارد می توانند در میزان موفقیت شغلی، معلمان مدارس متوسطه شهر کرمانشاه موثر واقع شود.
-
نقش هوش دیجیتالی در یادگیری درس کاربرد کامپیوتر در تعلیم و تربیت دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه بوعلی سینا
2020این پژوهش با هدف بررسی نقش هوش دیجیتالی در یادگیری درس کاربرد کامپیوتر در تعلیم و تربیت دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه بوعلی سینا انجام شد. روش این پژوهش از نوع ترکیبی است. جامعه ی پژوهش در مرحله ی اول شامل کلیه ی متخصصین کامپیوتر دانشگاه بوعلی سینا و در مرحله ی دوم دانشجویان درس کاربرد کامپیوتر در تعلیم و تربیت که این درس را در ترم اول سال تحصیلی 98-99 اخذ نموده بودند، بود. نمونه گیر ی پژوهش در بخش طراحی ابزار در مرحله ی اول به صورت گلوله برفی از بین متخصصان کامپیوتر انجام شد که شامل 13 استاد و دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد بود. در مرحله ی دوم از بخش طراحی ابزار نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد که شامل 9 نفر از اساتید رشته ی کامپیوتر، روان شناسی و تکنولوژی آموزشی بودند. نمونه ی بخش کمی نیز به صورت تمام شماری شامل 30 نفر از دانشجویان درس کاربرد کامپیوتر در تعلیم و تربیت بود. ابزار گردآوری داده ها شامل دو بخش مصاحبه های نیمه ساختارمند با متخصصان و پرسشنامه ی محقق ساخته ی هوش دیجیتال بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده گردید. در بخش آمار توصیفی از میانگین و انحراف استاندارد استفاده شد و در بخش آمار استنباطی از محاسبه ی CVR، آزمون پیرسون و رگرسیون خطی و هم چنین ضریب آلفای کرونباخ در SPSS استفاده شد. نتایج حاصل از این پژوهش پس از تجزیه و تحلیل داده ها در مرحله ی اول منجر به تعیین 6 مولفه برای هوش دیجیتالی شد که شامل: خلاقیت، توانایی تحلیل گری، اندیشه منطقی و تفکر انتزاعی، توانایی حل مسئله، تمرکز و دقت و هوش ریاضی است. هم چنین در مرحله دوم، این پژوه منجر به تولید پرسشنامه ی هوش دیجیتالی شد که شامل 36 سنجه می باشد. در مرحله ی بعدی همبستگی بین نمره ی هوش دیجیتالی و نمره درسی دانشجویان با آزمون پیرسون محاسبه شد و با نتیجه ی 534/0 مشخص گردید که این دو همبستگی مثبت دارند. درنهایت نیز میزان پیش بینی یادگیری دانشجویان و نمره ی هوش دیجیتالی با محاسبه ی رگرسیون تعیین گردید و از آن جا که معناداری 02/0 محاسبه شد می توان نتیجه گرفت که هوش دیجیتالی می تواند یادگیری دانشجویان را در درس کاربرد کامپیوتر در تعلیم و تربیت پیش بینی کند. یکی دیگر از نتایج مهم این پژوهش دست یابی به ابزاری جهت اندازه گیری هوش دیجیتالی بود که این امر میسر شد. پرسشنامه ی هوش د
-
تاثیرآموزش کارکردهای اجرایی( فراشناخت و حافظه فعال) بر اصلاح عملکرد نوشتن دانش آموزان نارسانویس مقطع ابتدایی شهر همدان
2020پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش کارکردهای اجرایی (فراشناخت و حافظه فعال) بر اصلاح عملکرد نوشتن دانش آموزان نارسانویس انجام گرفت. روش پژوهش به صورت آزمایشی بود. در این راستا، 30 نفر از دانش آموزان ابتدائی شهرستان همدان به روش نمونه گیری تصادفی در دو گروه آزمایش ویک گروه کنترل قرار گرفتند. ابزارهای مورد استفاده شامل آزمون تشخیص نارسانویسی یعقوبی,افضل وپلنگی (1397)، مقیاس هوش وکسلر نسخه چهارم و آزمون دیکته بودند. آموزش حافظه فعال مطابق با برنامه آموزشی دن (2008) در 8 جلسه آموزشی یک ساعته اجرا شد. همچنین آموزش فراشناخت بر پایه برنامه گیری (2010) در 8 جلسه یک ساعته آموزشی اجرا شد و گروه کنترل در لیست انتظار باقی ماند. نتایج تحلیل کواریانس تک متغیره نشان داد که گروه حافظه فعال درمقایسه با گروه کنترل عملکرد نوشتن را به طور معناداری افزایش داد (01/0>p). همچنین نتایج نشان داد که گروه فراشناخت نیزدرمقایسه با گروه کنترل باعث بهبود عملکرد نوشتن شده است (0/01>p). در مجموع یافته های این پژوهش نشان داد که آموزش فراشناخت و حافظه فعال بر عملکرد نوشتن دانش آموزان نارسانویس موثر بود(0/01>p) اما بین تاثیردو روش آموزشی بر عملکرد نوشتن کودکان نارسانویس تفاوت معناداری وجود نداشت (0/05 -
بررسی دانش حرفه ای تدریس ریاضی دانشجو معلّمان ابتدایی دانشگاه فرهنگیان بر اساس چهارچوب TEDS-M
2019پژوهش حاضر باهدف بررسی دانش حرفه ای تدریس ریاضی دانشجو معلّمان ابتدایی دانشگاه فرهنگیان بر اساس چهارچوب TEDS-M انجام شده است. به این منظور، از یک سو دانش حرفه ای تدریس ریاضی دانشجو معلّمان ابتدایی دانشگاه فرهنگیان با میانگین بین المللی مقایسه شده است و از طرف دیگر با دانشجویان دو رشته علوم تربیتی و ریاضی مورد ارزیابی قرار گرفته است. این پژوهش از نوع پژوهش توصیفی- تحلیلی می باشد. جامعه پژوهش شامل دانشجو معلّمان دانشگاه فرهنگیان و نیز دانشجویان علوم تربیتی و ریاضی دانشگاه بوعلی سینا به عنوان کسانی که برنامه درسی تربیت معلّم ابتدایی را نگذرانده اند، بود. این افراد شامل 98 نفر دانشجو معلّم سال سوم و چهارم دانشگاه فرهنگیان همدان، 78 نفر دانشجویان سال سوم و چهارم رشته ریاضی و 141 نفر دانشجویان سال سوم و چهارم رشته علوم تربیتی دانشگاه بوعلی سینا همدان که مجموعاً 317 نفر بودند. از این تعداد 48 نفر از دانشجویان دانشگاه فرهنگیان، 43 نفر از دانشجویان رشته ریاضی و 77 نفر از دانشجویان رشته علوم تربیتی دانشگاه بوعلی سینا بر اساس جدول کرجسی و مورگان به روش نمونه گیری ترکیبی تصادفی ساده و طبقه ای به عنوان نمونه تعیین شد. ابزار این ارزیابی، نمونه سؤالات استاندارد آزمون تدز- ام است که در سال 2008 توسط انجمن ارزیابی پیشرفت تحصیلی در هفده کشور دنیا اجراشده است. روایی آزمون توسط متخصصین برنامه درسی ریاضی و معلم ریاضی تایید گردید و همچنین پایایی آزمون با استفاده از شاخص آلفای کرونباخ مورد تایید می باشند.جهت تحلیل داده های پژوهش از روش های آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، واریانس چولگی، کشیدگی، انحراف استاندارد، روش t تک نمونه ای، آماره لوین، آزمون آنووا و آزمون هاول) با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 25 استفاده شده است. نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل آزمون ها حاکی از آن بود که دانش حرفه ای تدریس ریاضی دانشجو معلّمان دوره ابتدایی دانشگاه فرهنگیان نسبت به استاندارد متوسط جهانی پایین تر است. به طورکلی وضعیت دانش محتوایی ریاضی دانشجو معلّمان دوره ابتدایی دانشگاه فرهنگیان پایین تر و دانش آموزشی محتوایی ریاضی دانشجو معلّمان دوره ابتدایی دانشگاه فرهنگیان بالاتر از استاندارد متوسط جهانی است. همچنین وضعیت دانش محتوایی ریاضی دانشجو معلّمان نسبت به دو گروه دیگر به ترتیب عبارت اند از: دانشجویان رشته
-
مطالعه استدلال اخلاقی دانش آموزان پسر دوره دوم ابتدایی شهر همدان در سال تحصیلی 98-97
2019این پژوهش با هدف بررسی چگونگی استدلال اخلاقی در دانش آموزان پسر دوره دوم ابتدایی شهر همدان انجام شد. برای نیل به این هدف، از روش تحقیق آمیخته تبیینی استفاده شد. بدین صورت که ابتدا داده های کمی گرداوری شد و سپس داده های کیفی. جامعه آماری تمامی دانش آموزان پسر دوره دوم ابتدایی شهر همدان در سال تحصیلی 98-97 می باشد. در مرحله اول شش مدرسه از هر دو ناحیه 1و2 همدان (دو مدرسه دولتی و یک مدرسه غیرانتفاعی از هرناحیه) و از هر مدرسه یک کلاس در پایه چهارم، پنجم و ششم به صورت تصادفی انتخاب شد. پرسشنامه استاندارد قضاوت اخلاقی دورگاندا و میراوارما بین 395 دانش آموز مورد مطالعه توزیع شد و نتایج آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. داده های این قسمت با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری خی دو و همبستگی اسپیرمن استفاده شد. یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل کمی نشان داد که اولاً دانش آموزان پسر دوره دوم ابتدایی شهر همدان در مجموع از قدرت استدلال اخلاقی بالایی برخوردارند. همچنین یافته ها حاکی از آن بود که بین سن و استدلال اخلاقی دانش آموزان رابطه معناداری وجود دارد، به طوری که با افزایش سن قدرت استدلال اخلاقی دانش آموزان نیز بالا می رود. اما بین پایگاه اجتماعی و قدرت استدلال اخلاقی رابطه معناداری مشاهده نشد. در مرحله دوم با توجه به نتایج مرحله قبل از هر پایه تحصیلی چهار نفر انتخاب شد. بدین صورت که دونفر از نمرات بالا و دو نفر از نمرات پائین آزمون کمی در هر پایه تحصیلی قرار داشتند و هر کدام از این پایه ها به عنوان یک گروه انتخاب شد. یعنی در مجموع دوازده نفر در مرحله دوم مورد مطالعه قرار گرفتند. سپس از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته که براساس معماهای اخلاقی شکل گرفته بود ، داده ها جمع آوری شد و به روش کد گذاری و مقوله بندی تحلیل شدند. یافته های حاصل از بخش کیفی نیز حاکی از آن بود که نحوه استدلال دانش آموزان بسیار شبیه به نظریه شناخت گرایانی چون پیاژه و کلبرگ است. در مجموع، نحوه استدلال دانش آموزان بسیار شبیه به مراحل دوم و سوم کلبرگ بود. یعنی اینکه دانش آموزان توانایی توجه به عواقب کار را داشتند و بر اساس ویژگی های این مراحل که کلبرگ ذکر کرده است، استدلال می کنند.
-
ساخت و اعتباریابی پرسشنامه تربیت فرهنگی بر اساس دیدگاه امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری
2019هدف از این پژوهش ساخت و اعتبار یابی پرسشنامه تربیت فرهنگی از منظر امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری (مدظله العالی) است. جامعه آماری در بخش کیفی شامل کلیه منابع و اسناد موجود (دست اول و دست دوم) هستند که به موضوع تربیت فرهنگی به ویژه از منظرحضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری (مدظله العالی) پرداخته اند. هم چنین تعداد 11 نفر از متخصصان هستند. جامعه آماری در بخش کمی شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه بوعلی هستند که تعداد کل آنها 7478 نفر به تفکیک 4711 نفرزن و 2767 نفر مرد می باشند. روش نمونه گیری در بخش کمی به روش تلفیقی (خوشه ای چندمرحله ای- طبقه ای نسبتی) انجام شد. حجم نمونه بر اساس حداکثر حجم در جدول کرجسی- مورگان و الزام استفاده از نمونه های بزرگ در مطالعات هنجاریابی 576 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی بودند که به تفکیک362 نفر زن و214 نفرمرد بودند. روش نمونه گیری در بخش کیفی روش ملاک مدار بود برای گرد آوری داده ها در بخش کیفی از چک لیست بحث دیدگاه متخصصان استفاده شد. ابزار اندازه گیری در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته تربیت فرهنگی از منظر امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری(مدظله العالی) می باشد و براساس مقیاس 5 درجه ای لیکرت تنظیم شده است که از نمره 1 (خیلی کم)، تا نمره 5 (خیلی زیاد) ارزش گذاری شده است. و برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از کدگذاری عالی-محوری و باز استفاده شد و در بخش کمی برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آمارتوصیفی شامل(فراوانی،درصد،میانگین،انحراف معیار، آزمون نرمال بودن، توزیع داده ها(کالموگروف- اسمیرنوف)، tتک گروهی، t درگروه های مستقل و تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی و آزمون فریدمن استفاده شده است. پرسشنامه تربیت فرهنگی دارای پنج مؤلفه علم طلبی، استقلال فکری، خودباوری ملی، عدالت فرهنگی و تفکر انتقادی و82 گویه است.این پرسشنامه از منظر امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری(مدظله العالی)از اعتبار لازم بر خوردار است. و دانشجویان از لحاظ مؤلفه های تربیت فرهنگی بالاتر از سطح متوسط هستند و بین دانشجویان از لحاظ مؤلفه های تربیت فرهنگی تفاوت معنی دار وجود ندارد.
-
ارائه مدل مفهومی زیست بوم یادگیری الکترونیکی برای کودکان 3 تا 10 سال
2018پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل مفهومی زیست بوم یادگیری الکترونیکی برای کودکان 3 تا 10 سال انجام گرفت. روش انجام پژوهش از نوع آمیخته به صورت متوالی و با طرح اکتشافی بود. جامعه ی هدف در بخش کیفی این پژوهش شامل کلیه اسناد مربوط به زیستبومهای یادگیری و همچنین اسناد مربوط به خصیصه های کودکان 3 تا 10 سال؛ نمونه کارهای عملیاتی از زیستبومهای یادگیری؛ و کودکان 3 تا 10 ساله بود و جامعه ی آماری در بخش کمّی شامل تمامی متخصصان رشته تکنولوژی آموزش از جمله اعضای هیئت علمی، دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری بود. حجم نمونه در بخش کیفی شامل: فصل دوم کتاب جستجوی زیست بوم های یادگیری نورمن جکسون (2016)، مقالات، کتاب ها، پایان نامه ها، سایت ها، مصاحبه با استاد راهنما، مصاحبه با یک کودک و مشاهده رفتارهای آن کودک و بررسی و مهندسی معکوس نمونه های عملیاتی زیست بوم های یادگیری الکترونیکی بودند که با روش نمونه گیری هدفمند و مبتنی بر ملاک انتخاب شدند و همچنین در بخش کمی شامل 55 نفر از اعضای هیئت علمی، دانشجویان ارشد و دکتری تکنولوژی آموزش دانشگاه بوعلی سینا و دانشگاه علامه طباطبائی بود که به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی شامل مطالعه اسناد و مصاحبه و در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته زیست بوم یادگیری الکترونیکی برای کودکان 3 تا 10 سال استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از تحلیل مضمون، ماتریس مضامین و شبکه ی مضامین استفاده شد و در بخش کمی از روش های آمار توصیفی، تحلیلی و معادلات ساختاری روش تحلیل مسیر استفاده شد. یافته های حاصل در بخش کیفی، منجر به ارائه مدل مفهومی از زیست بوم یادگیری الکترونیکی برای کودکان 3 تا 10 سال شد و در بخش کمی برای برازش مدل مورد نظر از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد و برازش مدل در سطح بالایی قرار داشت. یافته ها ارتباط بین مؤلفه های مدل را تایید کردند.
-
بررسی رابطه بین میزان استفاده از فضای مجازی با توانایی های شناختی و تفکر انتقادی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا
2017چکیده :هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین میزان استفاده از فضای مجازی با توانایی های شناختی وتفکر انتقادی دانشجویان است.جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان کارشناسی دانشگاه بوعلی سینا همدان هستند که تعداد آنها 7494نفر می باشد.که از طریق نمونه گیری طبقه ای وبر اساس جدول کرجسی ومورگان 500نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است و برای جمع آوری داده های مورد نیاز از دوپرسشنامه محقق ساخته،آزمون میزان استفاده از اینترنت وآزمون توانایی های شناختی ویک پرسشنامه استاندارد،آزمون تفکر انتقادی ریکتس استفاده شده است.روایی محتوایی این دوآزمون محقق ساخته از طریق اعمال نظرات هفت نفر از متخصصان برنامه ریزی درسی وپایایی آنها با محاسبه آلفای کرانباخ به ترتیب 82/0،77/0و 85/0 می باشد. دادههای جمع آوری شده با استفاده از شاخص های آمار توصیفی همچون میانگین،نمودار،جدول،فراوانی،درصدوانحراف معیاروروش های آمار استنباطی همچون tتک گروهی،آزمون همبستگی پیرسون ورگرسیون گام به گام استفاده شده است. ودرمحیط نرم افزارspss تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که میانگین میزان استفاده از فضای مجازی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا 2/84 بدست آمده است که ازمیانگین آماری (3) کوچکتر است که در سطح پایینی قراردارد .میانگین توانایی های شناختی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا 3/46 بدست آمده است که از میانگین آماری(3)بزرگتر است وبالاتر از میانگین آماری قراردارد .میانگین تفکر انتقادی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا 3/57بدست آمده است که از میانگین آماری (3)بزرگتر است و بالاتر از میانگین آماری قرار دارد . بین میزان استفاده از فضای مجازی با توانایی های شناختی رابطه همبستگی مثبت ومعنادار در سطح(a=0/05)، وبین میزان استفاده از فضای مجازی با تفکر انتقادی رابطه همبستگی مثبت ومعناداری در سطح(a=0/01) وجود دارد.به عبارتی با افزایش میزان استفاده از فضای مجازی توانایی های شناختی وتفکر انتقادی دانشجویان افزایش یافته است.بر اساس یافته های پژوهش پیشنهاد می شود که با توجه به رشد سریع فضای مجازی در بین اقشار مختلف جامعه به خصوص دانشجویان لزوم توجه به این فناوری وگنجاندن واحدهای درسی به مدیران و مجریان دانشگاه ها توصیه می شود.
-
تاثیرآموزش با مدل تغییر مفهومی بر میزان درک فلسفی مفهوم معاد در دانش آموزان پسرپایه دوم دوره دوم متوسطه شهر هرسین
2017پژوهش حاضر با هدف تاثیرآموزش با مدل تغییر مفهومی بر میزان درک فلسفی مفهوم معاد در دانش آموزان پسرپایه دوم دوره دوم متوسطه شهر هرسین صورت گرفت.روش این پژوهش، روش شبه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود . جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسرمتوسطه دوره دوم شهر هرسین میباشد. به منظور انجام نمونه تعداد 120 نفر دانش آموز به روش تصادفی ساده در چهار گروه 30 نفری(دو گروه آزمایشی و دو گروه گواه) جایگزاری می شوند.جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته معاد استفاده شد. روایی این پرسشنامه براساس روایی محتوایی، براساس نظر متخصصین مورد تایید قرار گرفت و پایایی آن براساس آلفای کرونباخ 85/0 صدم محاسبه گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی شاخص های فراوانی، درصد، انحراف معیار، میانگین و از امار استنباطی تحلیل کواریانس و به منظور استفاده از آزمون های پارامتریک از آزمون لون استفاده شد.نتایج نشان داد که اثر پیش آزمون معنی دار است و با حذف اثر پیش آزمون مشاهده می شود بین گروه کنترل و آزمایش از نظر معاد تفاوت معنیداری وجود دارد. بنابراین گفت آموزش به روش مدل تغییر مفهومی به صورت معناداری بر درک مفهومی معاد دانش آموزان تاثیر معنی داری داشته است.