Mahdi Kazemioloum

Assistant Professor

Update: 2026-05-21

Mahdi Kazemioloum

Faculty of Economics and Social Sciences / Department of accounting

Master Theses

  1. بررسی ارتباط بین عدم اطمینان اقتصادی و کیفیت حسابرسی با تاکید بر نقش تعدیلی قدرت مدیر عامل
    2025
    هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر عدم اطمینان اقتصادی بر کیفیت حسابرسی با تاکید بر نقش تعدیلی قدرت مدیر عامل است. به منظور آزمون فرضیه‌‌ها نمونه‌‌ای متشکل از 99 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی بازه زمانی 11 ساله شامل سال‌‌های 1392 لغایت 1402 که جمعا 1089 سال – شرکت در قالب یک فایل کاری پانل متوازن بودند انتخاب شدند. داده‌‌های مورد نیاز جهت محاسبه متغیرهای پژوهش، از نرم‌‌افزار "ره‌اورد نوین" و داده‌‌های دیگر مانند حق‌‌الزحمه حسابرسی، اطلاعات هیئت مدیره و مدیر عامل نیز از صورت‌‌های مالی حسابرسی شده و یادداشت‌های پیوست منتشره در سایت کدال استخراج و وارد اکسل گردید. برای آزمون فرضیه‌‌ها از روش رگرسیون چندمتغیره با برآوردگر حداقل مربعات تعمیم یافته و رگرسیون لجستیک با برآوردگر لاجیت استفاده شد. در مجموع نتایج بدست آمده نشان داد عدم اطمینان اقتصادی ارتباط مستقیم معناداری با حق‌‌الزحمه حسابرسی و دوره تصدی موسسه حسابرسی دارد در حالی که ارتباط عدم اطمینان اقتصادی با جمع کل اقلام تعهدی معکوس و معنادار گزارش شد. در ارتباط با فرضیه‌‌های پنجم تا هشتم و اثر تعدیلی قدرت مدیر عامل نیز یافته‌‌ها نشان داد قدرت مدیر عامل رابطه بین عدم اطمینان اقتصادی را با دوره تصدی موسسه حسابرسی و اقلام تعهدی کل تعدیل (از نوع تضعیف رابطه) می‌‌نماید در حالی که اثر تعدیلی معناداری بر رابطه بین عدم اطمینان اقتصادی با حق‌‌الزحمه حسابرسی و تجدید ارائه صورت‌‌های مالی ندارد. در مجموع نتایج بدست آمده بیان می‌‌کند که عدم اطمینان اقتصادی باعث افزایش کیفیت حسابرسی (از طریق افزایش حق‌‌الزحمه حسابرسی، افزایش دوره تصدی موسسه حسابرسی و کاهش اقلام تعهدی) می‌‌شود و قدرت مدیر عامل باعث تضعیف این ارتباط مستقیم می‌‌شود. لذا به شرکت‌‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار توصیه می‌‌شود با توجه به عواقب افزایش قدرت مدیر عامل، برای محدود کردن اختیارات و دوره تصدی مدیر عامل تمهیداتی اتخاذ نمایند.
  2. بررسی مدیریت سود از طریق تغییر طبقه‌بندی و کارایی سرمایه‌گذاری: نقش تعدیلی محدودیت مالی
    2025
    مدیریت سود از طریق تغییر طبقه‌بندی، با انتقال مصنوعی هزینه‌های عملیاتی به بخش غیرعملیاتی، سود عملیاتی را تحریف کرده و تصویر گمراه‌کننده‌ای از عملکرد شرکت ارائه می‌دهد. این اقدام ضمن کاهش شفافیت مالی، منجر به تصمیمات نادرست سرمایه‌گذاری و کاهش کارایی بازار می‌شود؛ همچنین در شرکت‌هایی با محدودیت مالی، به دلیل دسترسی محدود به منابع، بیشتر از روش‌های کم‌هزینه مدیریت سود مانند تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها استفاده می‌کنند. محدودیت‌های مالی با افزایش هزینه تأمین منابع، توانایی شرکت‌ها در بهره‌برداری از فرصت‌های رشد را محدود می‌کند.بر این اساس هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مدیریت سود از طریق تغییر طبقه‌بندی بر کارایی سرمایه‌گذاری با در نظر گرفتن نقش تعدیل‌کننده محدودیت مالی است. در پژوهش حاضر از داده‌های 143 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های 1390 تا 1402 و به‌کارگیری روش رگرسیون حداقل مربعات تعمیم‌یافته (GLS) در نرم‌افزار EViews 13 استفاده‌شده است. نتایج نشان داد که تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها تأثیر منفی و معناداری بر کارایی سرمایه‌گذاری دارد. این یافته حاکی از آن است که دست‌کاری سود از این طریق می‌تواند با گمراه‌سازی سرمایه‌گذاران، به تخصیص ناکارآمد منابع و کاهش کارایی بازار بینجامد. بااین‌حال،محدودیت مالی نتوانست رابطه بین تغییر طبقه‌بندی و کارایی سرمایه‌گذاری را به‌صورت معنادار تعدیل کند که احتمالاً نشان‌دهنده یکسان بودن حساسیت سرمایه‌گذاران به دست‌کاری سود، صرف‌نظر از سطح محدودیت مالی شرکت‌هاست. یافته‌های این پژوهش بر لزوم نظارت دقیق‌تر نهادهای ناظر بر افشای طبقه‌بندی اقلام مالی و افزایش آگاهی ذی‌نفعان از پیامدهای تغییرات صورت‌های مالی تأکید دارد. همچنین، نتایج می‌تواند به تدوین استانداردهای حسابداری شفاف‌تر درزمینه گزارش دهی هزینه‌ها کمک کند.
  3. تأثیر ویژگ یهای کمیته حسابرسی بر مسائل عمده حسابرسی
    2025
    نظام راهبری شرکتی از ارکان مهم در بهبود شفافیت و کیفیت گزارشگری مالی شرک تها محسوب میشود. کمیته حسابرسی به عنوان یکی از ارکان کلیدی نظام راهبری، نقش مؤثری در شناسایی و افشای مسائل عمده حسابرسی ایفا م یکند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر ویژگیهای کمیته حسابرسی شامل تنوع جنسیتی، تخصص مالی، استقلال و اندازه کمیته حسابرسی بر شناسایی و افشای مسائل عمده حسابرسی در شرک تهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل شرک تهای فعال در بورس طی سا لهای 1393 تا 1402 بوده است. داد ههای پژوهش با استفاده از روش رگرسیون لجستیک و برآوردگر لاجیت تحلیل شد هاند. نتایج پژوهش نشان م یدهد که تنوع جنسیتی و اندازه کمیته حسابرسی تأثیر مثبت و معناداری بر شناسایی و افشای مسائل عمده حسابرسی دارند، در حالی که استقلال و تخصص مالی اعضا تأثیر معناداری بر شناسایی و افشای مسائل عمده حسابرسی نداشت هاند. یافتههای پژوهش بر اهمیت ویژگ یهای ساختاری کمیته حسابرسی در بهبود کیفیت افشا تأکید داشته و پیشنهادهایی برای ارتقای عملکرد کمیتههای حسابرسی ارائه م یکند